گفتگوی یزیدی و حسینی – ۱۳۷۷ سال بعد از کربلا

نوشته شده به تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۹۵ در باب با ۰ بازدید
گفت: دعوای حسین و یزید فامیلی بوده!
گفتم: همه فرزندان آدمیم!
گفت: یزید به کشتن حسین رضایت نداشته!!
گفتم: یزید مطابق تعهدنامه معاویه نباید خلیفه میشد که شد! زناکار و میمون باز و شارب خمر و اهل فسق و فجور نبود که بود!
خود حسین گفت که زنازاده پسر زنازاده، مرا بين دو چيز قرار داده است؛ كشته شدن يا تسليم شدن با ذلت و خواري، ليكن ذلت از ما دور است!
گفت: یزید و حسین هر چه بودند ۱۴ قرن از آنها می گذرد، بی خیال آنها شو!
گفتم: بلی! از حسین و یزید ۱۴ قرن گذشته است اما حسینی و یزیدی و هابیلی و قابیلی تمام شدنی نیستند!
گفت: چه قدر برای حسین خرج می کنید! چه خبر است؟!
گفتم: حسین که مظهر خوبی هاست، خرج کردن هم دارد اما این همه برای یزید چرا تبلیغ می کنند! حسین که مانند آفتاب است اما این همه ابرهای سیاه را جز یزیدیها ساخته اند!
حسین که هوای پاک است! این همه آلودگی را جز یزیدی ها ساخته اند!

جنگ حق و باطل تمامی ندارد! جنگ حسینی و یزیدی همیشه هست، هر چند ۱۳۷۷ سال از آن گذشته باشد!
تا آنکه حق عالم را بگیرد که این وعده خداست…

نظر بدهید

ایمیل شما منتشر نمی شود

16 + 13 =