خاطره ای درباره “مولا”

نوشته شده به تاریخ ۲۹ شهریور ۱۳۹۵ در باب با ۰ بازدید

سال ۸۵، ۸۶ بود.
توی دوره کارشناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
همکلاسی های زیادی داشتیم که از برادران اهل سنت بودند.

توی دهه ولایت بودیم و فضای دانشگاه بواسطه شرایط خاصش، از سایر دانشگاه های کشور که معمولا همه اهل تشیع هستند، متفاوت بود!

یکی از همکلاسی های اهل سنت، همزمان درس حوزوی در مسجد مکی که بزرگترین حوزه علمیه اهل سنت در کشور هست، هم می خواند
ریش بسیار  بلندی داشت، بسیار متین و مودب بود و در برخی موضوعات مورد بحث محترمانه کوتاه می آمد!

روزی از همان روزها درباره عید غدیر و مسئله تعیین امیرمومنان از سوی خداوند و بحث ولایت صحبت هایی شد اما اصرار ایشان بر این بود که واژه “ولی” به معنی دوست است و آن برداشتی که شیعیان دارند اشتباه است!

به او گفتم واژه “ولی” در این دو آیه به چه معناست:

۱⃣ إنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ (۵۵/مائده)
ولیّ امر و یاور شما تنها خدا و رسول و مؤمنانی خواهند بود که نماز به پا داشته و به فقرا در حال رکوع زکات می‏دهند.

۲⃣ النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ (۶/احزاب)
پیغمبر اولی و سزاوارتر به مؤمنان است از خود آن‌ها

گفتم: “ولی” اگر صد بار به معنای سرپرست و صاحب امر بیاید یک بار هم به معنای دوست نیامده است!

در پایان سوالی دیگر پرسیدم که کاملا درباره معنی واژه، وی را قانع نمود:

پرسیدم: شما به بزرگ خود می گویید: “مولانا”
مولانا به چه معناست؟

آیا به معنای دوست ماست! یا سرور و صاحب اختیار ما؟!

نظر بدهید

ایمیل شما منتشر نمی شود

13 + پانزده =